درباره نویسنده
amir gole
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • amir gole
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • برای سلام هیچ وقت دیر نیست
  • يه تيکه نون بيات
  • يک ذهن بيدار
  • نقش روی ليون !
  • يه بارون يه قطره
  • سگهاشونو با سنگ نميزنن !!
  • آدما دريچه عبوری هستند!
  • اين قالب آزمايشی است
  • بی نهايت بعلاوه صفر
  • بدون شرح
  • بينهايتها هميشه از کوچکترين دريچه ها ديده ميشوند
  • در گردش دوران سرگردانم
  • شب است و سياهی
  • کباب لقمه زندگی
  • يه شب آروم . زيبا . مقدس
  • حرکت به جلو
  • اينجا منم .. من اينجام
  • به کجا مينويسم ؟
  • دنيای من
  • سلام !
  • جمعه بازار
  • حتما بخوانيد::
  • بدون شرح
  • حق سلام
  • و............. و اما .. والنتين
  • يک حرف و يک نکته
  • ۱۳۸۳/٩/٢٠
  • فقط يک اشاره!
  • !۰۰۰
  • هميشه همينطور بوده
کلمات کلیدی مطالب
  • وبلاگ (٩٧)
  • پرشین بلاگ (٩٧)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • آذر ٩٠
  • شهریور ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • مهر ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • دی ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • آبان ۸۳
  • مهر ۸۳
  • شهریور ۸۳
  • امرداد ۸۳
  • تیر ۸۳
  • خرداد ۸۳
  • اردیبهشت ۸۳
  • فروردین ۸۳
  • اسفند ۸٢
  • بهمن ۸٢
  • دی ۸٢
  • آذر ۸٢
  • آبان ۸٢
  • مهر ۸٢
  • شهریور ۸٢
  • امرداد ۸٢
  • تیر ۸٢
  • خرداد ۸٢
  • اردیبهشت ۸٢
  • فروردین ۸٢
دوستان من
  • IELTS
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



golebikhar118 گل بی خار
برای سلام هیچ وقت دیر نیست
نویسنده: amir gole - ۱۳٩٠/٩/٧

سلام....چقدر زمان زود میگذره..چقدر آدما بزرگ میشن و چقدر هیچی سر جایش نیست!

نمیدونم هنوز کسی از اون قدیمیا تو این دنیا سر میزنه یا نه..اما بشنوید که اینجا هنوز درش تخته نشده و کماکان لنگان لنگان راه خودشو میره.

نظرات ()



يه تيکه نون بيات
نویسنده: amir gole - ۱۳۸٦/٦/٢٥

سلام ..خب حتما میدونید پرشین بلاگ موقتا اينجا اومده ....ما هم شديم يه تيكه نون بيات و ديگه از بس نوشته هام دير از تنور بيرون مياد  همه مشتريهام پريدند و آخر كار يه مشت نوشته بيات مونده رو دستم!

ولي خب خدا رو شكر تلاش كردم تو اين چهار سال و خرده اي كه گذشته اين دنياي كوچيك رو حفظ كنم ...

سخن هفته : ندارم !

نظرات ()



يک ذهن بيدار
نویسنده: amir gole - ۱۳۸٦/٢/٧

سلام !

یک ذهن بیدار چه کاری برامون انجام میده ؟

ما رو ارشاد میکنه ؟

کمکمون میکنه تا گناه نکنیم ؟

وجدانمون رو بیدار میکنه ؟

مدیریت افکارمون رو به عهده میگیره ؟

دست از سرمون بر نمیداره ؟؟؟

البته شاید هم بشه گفت : تمامی موارد ....اما تعریف ما از ذهن بیدار چی میتونه باشه ؟ شاید همانطوریکه ما آدما از سیگار کشیدن یا دزدی تعاریف بسیاری داریم از ذهنمون هم برداشتهای متفاوتی داشته باشیم...ممکنه یکی از ذهن بیدار خودش برای ارشاد آدما و یکی دیگر از همین ذهن برای آموزش آدما استفاده کنه ...و شاید هم عملکرد این ذهن بیدار زیاد مهم نباشه بلکه خود این بیدار بودن ذهن مهم باشه !

سخن هفته : اگر بتوانیم از دست خودمان فرار کنیم . حتما میتوانیم از خودمان دزدی هم بکنیم !

نظرات ()



نقش روی ليون !
نویسنده: amir gole - ۱۳۸٥/۱٢/۱٢

یک سلام ...

نقش روی یک لیوان میتونه هزار چهره داشته باشه ..چند تا خط رنگی کج و کوله ! عکس یه آدم که داره میخنده ! دو تا جای پای گنده یا کله یه دایناسور!

خب همه اینها یه جور جذب سلیقه هست شایدم یه نوع تبلیغ اما میتونه یک روح باشه برای جسمی که بی جانه ... درسته که هنرمند با دست و هنرش خالق همون لیوانه اما لیوانی که نمیتونه حرف بزنه تا روح خودشو از کلامش به دیگران معرفی کنه ...نمیتونه شخصیتشو نشون کسی بده چون عنصر سازنده خودشو در درونش داره ( آب و گل ..یا لعاب و سرامیک ) نهایتا نقاش. با رنگ و قلم به او روح میبخشه و شخصیتشو شکل میده ...

نقاش درون ما کیست ؟ چه کسی شخصیت ما رو برای دیگران نقاشی میکنه ؟ خیلی قشنگه که این سوال رو از خودمون بکنیم ... شاید جوابهای قشنگی بگیریم .

سخن هفته :شاید نتوانیم با دستهامون بیرون خودمونو نقاشی کنیم اما میتونیم طراح خوبی برای نقش روی دلمون باشیم . دلتون شاد

نظرات ()



يه بارون يه قطره
نویسنده: amir gole - ۱۳۸٥/۱۱/۱٩

چشمهام رو باز کردم و تو بارون به بالا نگاه کردم.قطره بارون افتاد تو سرم...رفت توی مغزم و از اون وقت یه جور دیگه ای شدم ...توی رخت خوابم که دراز میکشم فقط صدای شرشر بارون رو میشنوم . قدم هام رو خیلی آهسته بر میدارم و خیلی آروم راه میروم . نمیتونم رو دو دستم بایستم چون..چون شاید یه وقتی بارون توی سرم سر ریز بشه...از اون روز یه آدم دیگه ای شدم ..سربالائیها رو نمیتونم بالا برم اما ..اما تا دلتون بخواد عاشق سرازیری ها شدم .آدمها رو زلال میبینم و کوچکترین آلودگی رو تو زلالی درونشون میتونم مشاهده کنم ....

من آدم دیگری شدم نه به خاطر اینکه یه قطره کوچولو از بیکران آسمان تو مغزم لونه کرده بلکه به خاطر اینکه من به آسمان نگاه کردم!!

سخن هفته : هدف اون چیزیه که میبینیم نه اون چیزی که میگیریم (گل بی خار )

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »