چطور باشيم ؟

سلام و سلام و بازم سلام ... و سه شنبه و يک مطلب جديد ديگه :

زخمی بر بدن ايجاد ميشه و از مکان آسيب ديده خون بيرون مياد ... آدمی سرما ميخوره و تب ميکنه ... سگ نگهبان دزدی ميبينه و پارس ميکنه ... و برای هر زخم . آسيب و خطر. عامل هشدار دهنده ای وجود داره ...

عامل هشدار دهنده دلی که آسيب ديده چيست ؟ تا چه حدی به خودشناسی رسيده ايم تا بتوانيم ديگران را بشناسيم ؟ تا چه حد توانسته ايم خوب باشيم تا اجازه ورود به دل عزيزانمون را داشته باشيم ؟ جالب اينجاست که بعضی وقتها عزيزانمون اجازه ورود ميدهند ولی خودمان وارد نميشويم و اصلا صدای پارس سگ نگهبان را دليل بر وجود دزد نمی دانيم . نمی خواهيم باور کنيم زخم ايجاد شده دارای درد است . دردی که به اين راحتی تسکين پيدا نمی کنه !

توی اين زمانه زاد و ولدها زياد شده ... يکی عشق مسازه و يکی آن را خراب ميکنه ... يکی دوست پيدا ميکنه و ديگری آنرا گم ميکنه . ما داريم از خودمون ميگذريم ولی از خودگذشتگی نمی کنيم .باور کنيد که همه کار بلديم ... آشپذی بلديم . خونه تکونی بلديم . دوستی بلديم . خوبی بلديم . کمک کردن بلديم ... ولی چون اين سه مورد آخری غذای روح است و نيازش ديده نميشه زياد بهش توجه نداريم .

سخن هفته : حداقل خوب که نيستيم . سعی کنيم بد هم نباشيم .... سعی کنيم گلی بی خار باشيم ... (البته نه گل بی خار وبلاگ نويس 31.gif) يا حق دوستان خوب و مهربون

/ 0 نظر / 10 بازدید