درخت سيب .. يا خود سيب ؟

لبم را حرف دل کردم .  به ديوانی نظر کردم

                                        دل تاريکی شب را ز روی عشق طلب کردم

طلب از من شد و اما ستاره ها فزون گشتند

                                       نگاه بر آسمان کرده . بخود گفتم چها کردم؟

سلام و هزار سلام و باز هم سلام ..... هميشه اين پرسشها وجود داشته که : چرا زمين گرده ... سيب سبزه ... طلا زرده ... و چرا هر شيعی و جنسی يک شناسه داره ؟ ولی آيا تا به حال دقيقا  به حرف ( ه ) و پيوند دهنده اين کلمات به هم . فکر کرده ايم ؟

نکته همينجاست که اگر خداوند برای شناسه مخلوقاتش . يک رنگ و يا فرم بخصوصی در آن خلقت بوجود آورده . ما هم خالق شناسه ای ديگر از آن مخلوق شده ايم .. يعنی نامی که بر آن گذاشتيم ( طلا ... سيب ... زمين ) ولی آيا تا بحال برای شناختن يک سيب . به اسم آن توجه کرديم ؟ يا اينکه به گردی و فرم و درونش نگاه کرديم ؟

برای فهميدن کيفيت يک درخت سيب . به ميوه آن نگاه ميکنند نه خود درخت ......

سخن هفته : ما همان درخت سيب هستيم که کيفيتمان در نتيجه اعمالمان است!!!!! ( گل بی خار ) يا حق

 

/ 0 نظر / 16 بازدید