شب است و سياهی

يه دور قمری زدم . به ابتدای وبلاگم رسيدم ..( دنيای گل بی خار .. باغچه .. گلهای سرخ) .. چه خبرا بود ... نميدونم ما بزرگ شديم ؟ گرفتاريهامون زياد شده ؟ پير شديم ؟ عاقل شديم؟ که دنيامونو يکم ساکت و آرومتر داريم ميسازيم ...

نوشته هامو که ميخونم .. گاهی ميگم : امير .اينها رو تو نوشتی ؟ ( ای دل غافل ) نوشته هامو هم يادم رفته!

ولی دوستامو دارم .. خيليهاشونو ....شايد مدتهاست که اثری از هم نميبينيم ولی نميدونم چقدر به اين درک ميتونيد برسيد و تو اين جايگاه فکری که من الان و تو اين لحظه شب هستم قرار دارين که بتونيد درونمو ببينيد ... وبلاگ يه دنيا حرفه . خاطره و يه عمر زندگيه شايدم يه عشقه ...(يه درد دل بود ) گل بی خار

سخن هفته : زوايای ديد ما انسانها دنيای پيچيده ای است از جاده های احساس  شامل عقل . عواطف و لحظه ها ... هر زاويه رنگ خاص خودشو داره و موقعيت حسی خودشو ميطلبه .. يه بار سبزه يعنی خوشبختی رو حس ميکنی .. يه بار قرمز که معنيش آتش و فوران احساسه و يه بار قهوه ای يا خاکستری که شايد نمونه ای از دلتنگی و غصه باشه و ما هم نه راننده اين جاده ايم و نه نقشه خوانش .. ما انگيزه اين جادهايم... دلتان شاد

/ 0 نظر / 18 بازدید